تبليغاتX
تــــــوحـــــــــــــیــــد

تــــــوحـــــــــــــیــــد

هر کجــا بـد میــروم ، بـیـــراه میـــگویــم ، بــگـویـیـــدم

مبارک

بچه ها دوست دارم جمله های قشنگ و بهاریتون رو توی نظرات این پست بزارید

یا مقلب القلوب

׀ +׀ نویسنده: تــوحــــــیـد ׀ تاریخ: جمعه سی ام اسفند 1387 ׀ ساعت: 15:50 ׀ موضوع: متفرقه ׀

سال تحویل

سلام به همه دوستان

چند دقیقه پیش سال تحویل شد ..... واسه من یکی از ..... سال تحویلها بود و امیدوارم که شما سال تحویلتون پر از شادی بوده باشه.همتون رو دوست دارم.....

مانا بمانید

׀ +׀ نویسنده: تــوحــــــیـد ׀ تاریخ: جمعه سی ام اسفند 1387 ׀ ساعت: 15:28 ׀ موضوع: متفرقه ׀

آخرین لحظات

سلام به همه دوستان گلم

امیدوارم هرجا هستید دلتون شاد،لبتون خندون و تنتون سالم باشه . . .
یه چند ساعتی بیشتر تا  رفتن زمستون و سال ۸۷ نمونده ... یه کم فکر کنید .... آره تموم شد و دیگه حتی یک لحظه ازش تکرار نمیشه،این رسم ساعت روزگاره که تکرار نداره و حتی خواب هم نمیمونه.
یه سال دیگه هم گذشت،یه بهار دیگه هم داره میاد و مطمئن باشید تا چشم به هم بزنید اونم میره و میگذره و همینظور عمرها میگذره....
بچه ها سال ۸۷ با تمام خوبیها و بدیهاش داره تموم میشه،با تمام تلخ و شیریناش،اشک و لبخنداش،پستی و بلندیهاش و  . . . اما خوشا به حال اونایی که خاطرات قشنگشون بیشتره و برای دیگران هم خاطرع ای خوب هستن.میدونم که خیلیها شاید از الان دلشون گرفته که امسال پای سفره هفت سین و دعای یا مقلب یه جای خالی قراره ببینن و شاید به یاد صلحب اون جا چشماشون رو با پاکی و قداست اشک صفا بدن و خیلیها هم شاید خوشحالن که امسال یه نفر بیشتر پای سفرشون هست....اما.....
همه اینا هم میگذره و بازم این یاد و خاطره هاست که جاوید میمونه.
توی یا لحظه ها از همه عزیزام میخوام که اگه از من دلخوری دارن من رو ببخشن و واسشون آرزو میکنم که امسال همون سالی باشه که آرزوش رو دارن.
از همه میخوام که واسه همهء مریضا دعا کنن،برای همه اونایی درمونده هستن دعا کنن ،خونه دلاشون رو هم از هرچی غیر از خوبی هست پاک کنن و از خدا بخوان که دل همه ادما شاد باشه . . . که خدا خیلی بزرگه و توانا.اگه اون وسطا یه جای خالی هم پیدا کردین آخر از همه منم دعا کنید و شک نکنید که همتون رو دوست دارم و دعاتون میکنم.

به امید سالی خوب و خوش همراه با پیروزی ،سلامتی و شادکامی......

مانا بمانید

׀ +׀ نویسنده: تــوحــــــیـد ׀ تاریخ: جمعه سی ام اسفند 1387 ׀ ساعت: 1:51 ׀ موضوع: متفرقه ׀

انصراف

یکی به تمسخر گفت: باران بند آمد...
بهش گفتم: برای ما همین بس که یه نمه بارون زد و هوای دلمون رو تازه کرد

سلام
از ۴ شب پیش که خاتمی و موسوی جلسه داشتن دلم یه حالی بود و یه حسی میگفت که خاتمی دیگه نمیمونه....
تا اینکه همینطور هم شد......نمیخوام تحلیل سیاسی کنم و وارد سیاست بشم اما بازم از خانمی ممنونم و به اقا میرحسین میگم حالا که خاتمی به نفع شما کنار رفت،منم به احترام ایشون از شما حمایت میکنم.


محمد خاتمی و میرحسین موسوی
׀ +׀ نویسنده: تــوحــــــیـد ׀ تاریخ: چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ׀ ساعت: 18:30 ׀ موضوع: متفرقه ׀

این کجا و آن گجا

سلام

ما برگشتیم و جاتون خالی بود همه ...

DSC00970 by you.

نمیخوام از این سفرنامه ها بنویسم  که اصلا خوشم نمیاد.اما چند تا مطلب میگم :

اول باید بگم که کارای اصلاحاتیم خوب پیش رفت و باید در آینده اثراتش رو دید. و اطمینان دارم که میبینیم.دوما اینکه قرار شد منو داداش حمید از این به بعد خودمون تنها برین اینور اونور و دیگه داش علی عزیز هم نبریم که راحت باشیم.
اما چیز دیگه ای رو  هم حتما باید بگم چون توی این سفر از همه چیز مشهودتر بود .من از اخرین باری که کیش بودم خیلی تغییر کرده بود و با ورود دانشجوها جو کاملا متفاوت بود.یادمه که مامان باباهامون همیشه بهمون میگن اون زمونه ما چجوری درس میخوندیم و شما چطور....حالا من به همکلاسیام میگم،ما کجا و این دانشگاه کیشیها کجا.بویی از دانشجویی ندیدن،درس و اینا که اصولا در حاشیه هستش و اگه مشروط بشی تشویقت هم میکنن.اروپایی هم که میگردن ،روز اول ماشینم زیر پاشونه و .... اصلا به من چه اخه،دوس داره اینطوری بگرده،هان؟؟میتونه،دارندگیه....

اما میخوام از این موقعیت استفاده کنم و به سران ۳ شرکت ماشین سازی بزرگ آمریکا(ملقب به سه غول) پیشنهاد بدم که واسه جلوگیری از ورشکستگی بیان و کاری کنن که دانشگاههای مشابه کیش زیاد بشن،فکر کنم اینجوری کل مشکلاتشون با بازار این شهرا و دانشگاهها حل میشه.

اما از شوخی گذشته کاش میشد که توی همه شهرا ایران یه مدیریت قوی بوجود اورد تا حداقل از نظر انضباط مثل کیش بشن،حالا اروپا و امریکایی شدن پیشکش.
در آخر هم باید بگم که در پایان سفر بسیاری از دوستان پس از شنیدن ماجراها باهام تماس گرفتن و ازم درخواست کردن که همسفر اونا هم بشم ومن هم دارم درخواستها رو بررسی میکنم.به هر حال امیدوارم که همتون خوش باشید و سلامت

׀ +׀ نویسنده: تــوحــــــیـد ׀ تاریخ: یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 ׀ ساعت: 0:3 ׀ موضوع: شخصی(دانشگاه،خونه و ... ) ׀

کیش و مات

سلام به یکایک دوستان

خوبید بچه ها؟سلامتید؟اندر احوالات ما اینکه راهی سفر هستیم .....

راستش تا چند ساعت دیگه میرم کیش،برنامه نداشتم برم.ازش خاطرات چندان دلچسبی هم ندارم که راغب باشم برم اما یهو  و به چند علت قرار شد برم ،اول اینکه بریم ببینیم آبجی مریم چکار میکنه،دوم اینکه کنگره قلب هست و  مامان بابام هم میان و سوم اینکه ....

آهان،این دلیل سومی یه جورایی اصلی کاریه،میگن تو سفر اینکه ادم تنها نباشه و یه همسفر خوب داشته باشه خیلی مهمه و اگه راستش رو بخواین یکی از دوستانم ازم خواهش کرد که من همراهش بیام تا یه همسفر خوب داشته باشه....
البته این پیشنهاد از جوانب مختلفی بررسی شد و نهایتا با در نظر گرفتن یه سری مسائل این پیشنهاد رو قبول کردم.حالا اون آدم خوشبخت کیه؟؟؟
آفرین ،خودشه ،داش علی که جدیدا نام مستعار پشمک را برایش برگزیدم.اما این داداش علی ما نمیدونه که برنامه های اصلاحی و تربیتی بسیار زیادی رو براش توی این سفر در نظر گرفتم،تا هم از وقتش خوب استفاده کنه و هم اینکه من وظیفم رو خوب انجام داده باشم،البته دوستان هم پیشنهاداتی رو برای تکمیل برنامه اصلاحات به من دادن که  حتما اونا رو هم بررسی میکنم.به هر حال که حس میکنم سفر پرباری خواهد بود و نتیجش هم واسه جناب پشمک چیزی نخواهد بود جز :

کیش و مات

امیدوارم که توی این چند روزی هم که نیستم احساسات خودتونو کنترل کنید و بدونید که من در میان شما باشم یا نباشم در قلب من جا دارید.امیدوارم که روز و روزگار همتون خوش باشه.

مانا بمانید

׀ +׀ نویسنده: تــوحــــــیـد ׀ تاریخ: سه شنبه بیستم اسفند 1387 ׀ ساعت: 23:44 ׀ موضوع: شخصی(دانشگاه،خونه و ... ) ׀

دیوانه

سلام به همه دوستان

در شهر ما دیوانه ای زندگی میکند که همه او را دست می اندازند و در کوچه پس کوچه های شهر بازیچه بچه ها قرار میگیرد.روزی او را در کوچه ای دیدم که با کودکانی که او را ملعبه خود قرار داده بودند با خنده و شادی بازی مبکرد.او را به خانه بردم و پرسیدم: چرا کودکانی  که تو را مسخره میکنند و به تو و حرفها و کارهایت میخندند را از خود نمیرانی؟؟
با خنده گفت: ((مگر دیوانه شده ام که بندگان خدا را از خود برانم در حالیکه میتوانم لبخند را به آنها هدیه دهم؟))

جوابش مرا مدتی در فکر فرو برد.... دوباره از او پرسیدم: قشنگترین و زشت ترین چیزی را که تا به حال دیده ای را برایم تعریف کن.! لیوان آبی که در اتاق بود را برداشت و سر کشید.با آستین لباسش آبی که از دهانش شر کرده بود را پاک کرد و گفت:((قشنگترین چیزی را که در تمام عمرم دیده ام لبخندی است که پدرم هنگام مرگ بر لب داشت.و زشت ترین چیزی که دیده ام مراسم خاکسپاری پدرم بود که همه گریه کنان جسد را دفن میکردند.پرسیدم:چرا به نظر تو زشت بود؟مگر مراسم خاک سپاری بدون گریه هم میشود؟جواب داد:((مگر برای کسی که به مرگ لبخند زده است باید گریه کرد؟؟))

و من از آن روز در این فکر هستم که آیا این مرد دیوانه است یا مردم شهر ما دیوانه اند که او را دیوانه می پندارند؟؟؟
׀ +׀ نویسنده: تــوحــــــیـد ׀ تاریخ: شنبه هفدهم اسفند 1387 ׀ ساعت: 23:48 ׀ موضوع: ادبی(شعر،نثر،داستان و ... ) ׀

آدم برفی

سلام

این پست رو  گذاشتم اول دوباره،آخه اونطوری که میخواستم  ازش استقبال نشد .

مانا بمانید


به شانه ام زدي

که تنهايي ام را تکانده باشي

به چه دل خوش کرده اي؟!

تکاندن برف

از شانه هاي آدم برفي...؟!

׀ +׀ نویسنده: تــوحــــــیـد ׀ تاریخ: پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 ׀ ساعت: 0:32 ׀ موضوع: ادبی(شعر،نثر،داستان و ... ) ׀

نفهم

نــه اینکــه نفهمــم، خودم را به نفهمــی می زنـــم ایــن روزهـــا!

׀ +׀ نویسنده: تــوحــــــیـد ׀ تاریخ: سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 ׀ ساعت: 15:28 ׀ موضوع: شخصی(دانشگاه،خونه و ... ) ׀

اما خوشحالم

سلام

هوا بارونی بود امشب،تو این هوا آدم هم دلش میگیره هم باز میشه ،اما اینکه چه جوری باز میشه هر آدمی با ادم دیگه فرق داره،شایدم اصلا باز نشه.

جمعهء سنگینی بود،انگار دلش پر بود و گرفته،دل ما هم گرفت از دستش  ...

اما خوشحالم،خوشحالم از اینکه...

از اینکه شکوفه های بهاری رو دیدم و لذت بردم از قشنگیش

از اینکه شبی تو خیابون او بچه گربه رو زیر نگرفتم

از اینکه با کامپیوتر فوتبال بازی کردم و دقیقه ۹۲ گل زدم

از اینکه  بارون رو حس کردم

از اینکه خیلی چیزا دارم که باید خدا رو بخاطرشون شکر کنم

از اینکه با مریم حرف زدم و خندوندمش

و از اینکه ....

و از اینکه میدونم چیزای زیاد دیگه ای هست که خوشحالم میکنه،هرجند الان یادم نیست

مانا بمانید

 

׀ +׀ نویسنده: تــوحــــــیـد ׀ تاریخ: شنبه دهم اسفند 1387 ׀ ساعت: 1:37 ׀ موضوع: شخصی(دانشگاه،خونه و ... ) ׀

بخند

به چه می خندی تو؟

به مفهوم غم انگیز جدایی؟ به شکست دل من یا به پیروزی خویش؟

به چه می خندی تو؟

به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟ یا به افسونگری چشمانت

 که مرا سوخت و خاکستر کرد؟

به چه می خندی تو؟

به دل ساده من می خندی که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست؟

خنده دار است بخند...

׀ +׀ نویسنده: تــوحــــــیـد ׀ تاریخ: دوشنبه پنجم اسفند 1387 ׀ ساعت: 1:1 ׀ موضوع: ادبی(شعر،نثر،داستان و ... ) ׀

استاژری

سلام

خوبید بچه ها؟بعد از گذشتن از ایستگاههای مختلف از فردا وارد یه دوره تازه ای میشیم،دوره ای که به نظر من شروع لذت بردن از پزشکیه.دوره استاژری . . .

توی این ۳ سال و نیم خاطرات خوب و بد زیاد بوده،شاید خیلیها از دستم ناراحت باشن،دلگیر باشن و حتی عصبانی،نمیدونم چی بگم اما فقط همینو بدونید که من قلبا همه رو دوست دارم و اگه کاری هم کردم که به نظرتون درست نبوده،بزارید روی حساب اینکه متوجه نبودم و امیدوارم که منو ببخشید.اما اینجا میخوام از چند تا از بهترین دوستام که شاید به خاطر گروهبندیهای استاژری ازم دلخور باشن معذرت بخوام و بهشون بگم که قسم میخورم دوسشون دارم و خودم هم از این وضعیت پیش اومده ناراحتم،فقط بدونید که من مقصر نبودم و همه سعیم رو میکنم تا ثابت کنم چقدر واسم عزیزید و حتی خاطرات شما رو هم با چیزی عوض نمیکنم.

در آخر بازم میگم که منو حلال کنید و امیدوارم که روز و روزگارتون خوش باشه و همیشه توی تمامی کاراتون موفق باشید.ضمنا از صمیم قلب ارزو میکنم که prognosis همه مریضا از فردا بهتر بشه.

مانا بمانید

׀ +׀ نویسنده: تــوحــــــیـد ׀ تاریخ: شنبه سوم اسفند 1387 ׀ ساعت: 0:45 ׀ موضوع: شخصی(دانشگاه،خونه و ... ) ׀

در باره من


منوی اصلی

· یه کم از خودم
· صفحه نخست
· پست الكترونيك
· عناوین مطالب
· آرشيو ماهانه


آنچه گذشت

· لحظه
· باد
· فرار
· چتر و باران
· امشب
· 8/8/88
· دروغ
· دور-نزدیک
· راضی
· بازگشت
· کنگره
· بارون
· چک
· بوسه باران
· کوچه
· پاییز
· ناخوانا
· عیدتون مبارک
· بی تو
· احیا



آرشیو مطالب

· آبان 1388
· مهر 1388
· شهریور 1388
· مرداد 1388
· تیر 1388
· خرداد 1388
· اردیبهشت 1388
· فروردین 1388
· اسفند 1387
· بهمن 1387
· دی 1387
· آذر 1387
· آبان 1387
· مهر 1387
· شهریور 1387
· مرداد 1387
· تیر 1387
· خرداد 1387
· اردیبهشت 1387
· فروردین 1387


آرشیو موضوعی

· ادبی(شعر،نثر،داستان و ... )
· خواندنی(عمومی،علمی و ...)
· شخصی(دانشگاه،خونه و ... )
· ورزشی(اخبار،نتایج و ... )
· جالبناک(طنز،عکس و ... )
· متفرقه


دوستان

· لـــیلا خـــانــوم
· حــمـــیـد جـون
· مــحـسـن خان


امکانات


jootan.tripod