شب است ..... بلندترین شب سال ....
تنهام،یه کم دلم گرفته،به فکر سالهای پیشم،حس میکنم جای یه کسی خیلی خالیه....
کاشکی بودی و مثل همیشه حرفای قشنگ می زدی .....
|
دلبر برفت و دلشدگان را خبرنکرد |
|
ياد حريف شهر و رفيق سفر نکرد |
شب است ..... بلندترین شب سال ....
و من به جای هندوانه٬ حرفهایم را میخورم، حرفهایی با طعم اشک !