دور خودم چرخیده ام ! مدتهاست
آن قدر که نمی دانم
چهار سمت جغرافیا چیست !
آن قدر که شک برم داشته
نکند زمین
از سر سرگردانی من است که می گردد !
حال در اين همه سرگردانی
در تب و تاب کوچه هايی
که نه تو راه را از من باز می شناسی
و نه من تو را از راه
من و تو
به خیره گی از هم گذشتيم
که تو سراسر مرا پيموده ای
و من از گذر دستان تو در عبورم ! |